برچسب: دویست, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:21
برچسب: دویست, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:21
برچسب: دویست, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:21
برچسب: دويست, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:21
از یک جایی به بعد، آدم از خواب خرگوشی بیدار می شود! بعد می بیند این همه دنیایی که برای خودش ساخته و آن قصر آمال و آروزهایی که آجر به آجرش را خودش بنا کرده،همه و همه خواب و خیال بوده است! انگار یک سطل پر از آب یخ ریخته باشند روی سرت!یا مثلا یک آجر محکم به سرت بخورد!یا مثلا دستت را گاز بگیرند!حس مضخرف و بی اندازه بی خودی ست!این که تازه از خواب بیدار شوی و بخواهی توی این دنیای مضخرف تر برای خودت واقع
برچسب: دویست, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 1:02
برچسب: دویست, نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 1:02
هرگز دلم برای فروشندگان مترو نمی سوزد!چون فکر می کنم درآمد خوبی دارند!و در عوض از ما مردمانی که توی قطار نشسته ایم و شاید میخواهیم چرت بزنیم،یا با تلفن صحبت کنیم،یا کتاب بخوانیم،یا برای کسی چیزی بفرستیم{ایمیل یا پی ام}برای منافع خودشان سلب آرامش و تمرکز میکنند!یا وقتی که جا برای مسافران نیست،خودشان و بارهایشان جای سه نفر را گرفته اند!یا وقتی توی ایستگاه جا برای نشستن نیست آنها و بارهایشان جای دونف
من کتاب خوان خوبی نیستم!ولی می خواهم در مورد آخرین کتاب که خوانده ام چند خطی بنویسم!"مردی در تبعید ابدی"نوشته ی "نادر ابراهیمی"نازنین!داستان درمورد صدرالمتالهین ملا صدرا محمد صدر قوامی شیرازی ست!نویسنده ی کتاب اسفار اربعه!اگر رشته تان انسانی بوده باشد مختصر آشنایی ای با وی دارید و یا اگر فلسفه خوانده باشید که فبها!اگر کتاب های آقای ابراهیمی را خوانده باشید مثل سه دیدار،یک عاشقانه ی آرام،باردیگر شه